سایت علمی تفریحی رهاتن
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : کوروش
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما سایت رهاتن از كدام ویژگی زیر برخوردار است؟








غروب یک روز بارانی زنگ تلفن به صدا در آمد.

زن گوشی را برداشت. آن طرف خط پرستار دخترش با ناراحتی خبر تب و لرز شدید دختر کوچکش را به او داد.

زن تلفن را قطع کرد و با عجله به سمت پارکینگ دوید،

ماشین را روشن کرد و به نزدیک ترین داروخانه رفت تا داروهای دختر کوچکش را بگیرد.

وقتی از داروخانه بیرون آمد، متوجه شد به خاطر عجله ای که داشته کلید را داخل ماشین جا گذاشته است.

 

زن پریشان با تلفن همراهش با خانه تماس گرفت. پرستار به او گفت که حال دخترش هر لحظه بدتر می شود. او جریان کلید اتومبیل را برای پرستار گفت. پرستار به او گفت که سعی کند با سنجاق سر در اتوموبیل را باز کند.

زن سریع سنجاق سرش را باز کرد، نگاهی به در انداخت و با ناراحتی گفت: ولی من که بلد نیستم از این استفاده کنم.

هوا داشت تاریک می شد و باران شدت گرفته بود. زن با وجود نا امیدی زانو زد و گفت: خدایا کمکم کن!

در همین لحظه مردی ژولیده با لباسهای کهنه به سویش آمد. زن یک لحظه با دیدن قیافه  مرد ترسید و با خودش گفت: خدای بزرگ، من از تو کمک خواستم آنوقت این مرد…!

زبان زن از ترس بند آمده بود، مرد به او نزدیک شد و گفت: خانم، مشکلی پیش آمده؟

زن جواب داد: بله،دخترم خیلی مریض است و من باید هرچه سریع تر به خانه برسم ولی کلید را داخل ماشین جا گذاشته ام و نمی توانم درش را باز کنم.

مرد از او پرسید که آیا سنجاق سر همراه دارد؟ و زن فورا سنجاق سرش را به او داد و مرد در عرض چند ثانیه در اتومبیل را باز کرد!

زن بار دیگر زانو زد و با صدای بلند گفت: خدایا متشکرم!

سپس رو به مرد کرد و گفت: آقا متشکرم، شما مرد شریفی هستید!

مرد سرش را برگرداند و گفت: نه خانم، من مرد شریفی نیستم. من یک دزد اتومبیل بودم و همین امروز از زندان آزاد شده ام!!!

خدا برای کمک به زن یک دزد فرستاده بود، آن هم یک دزد حرفه ای!

زن آدرس شرکتش را به مرد داد و از او خواست که فردای آن روز حتما به دیدنش برود…

فردای آن روز وقتی مرد ژولیده وارد دفتر رئیس شرکت شد، فکرش را هم نمی کرد که روزی به عنوان راننده مخصوص در آن شرکت بزرگ استخدام شود . . .

 





نوع مطلب : داستان و حكایات، 
برچسب ها : داستان زیبا، رمان زیبا، رمان، داستان، زیبا، داستان عبرت امز، رمان اموزنده،
لینک های مرتبط :
کوروش
یکشنبه 31 شهریور 1392
-    باد می وزد میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی تصمیم با تو است

2-    زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن

3-    دوست داشتن بهترین شکل مالکیت و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است

4-    خوب گوش کردن را یاد بگیریم، گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند

5-    اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام 

6-      مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره

7-    فراموش نکن قطاری که از ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد ولی راه به جائی نخواهد برد

8-    انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان یا بگوئی : خدا به خیر کنه، صبح شده

9-     زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز

10-  مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند

11-   جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست

12-  همیشه خواستنی ها داشتنی نیست ، همیشه داشتنی ها خواستنی نیست

13- بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا

14- به کم نور ترین ستاره ها قانع باش ، که چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست

15- فکر کردن به گذشته ، مانند دویدن به دنبال باد است

16- آدمی ساخته افکار خویش است ، همان خواهد شد که به آن می اندیشد

17- امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار، شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد

18- هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم، به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم

19- اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد، صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد

20-  کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ، شاید امید تنها دارائی او باشد

21-  شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت ، پس همیشه شاد باش

22-  هیچ گاه از دوست داشتن انصراف نده ، حتی اگه بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت جبران را بده

23- همیشه یادمان باشد که زندگی پیمودن راهی برای رسیدن به خداست، و قدم هایمان باید طوری باشد که حتی دانه کشی زیر پایمان له نشود

24- برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی

25- اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند ما همه به خیال اینکه زیادی داریم
فروشنده خواهیم بود

26- از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیز غمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند

27- تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است، پس همیشه امید داشته باش

28- چه خوب می شد اگر ، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس و حقیقت را با واقعیت





نوع مطلب : سرگرمی، 
برچسب ها : داستان های زیبا، جملات زیبا، زیبا،
لینک های مرتبط :
کوروش
جمعه 22 شهریور 1392
به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات
به جای اینکه تَرکمون کنن درکمون می کنن . . .
.
.
.
سلامتی اونایی که
درد دل همه رو گوش میدن
اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن . . .
.
.
.
به سلامتی اون رفتگری که تو این هوا داره به عشق زن بچش
کوچه و خیابون رو جارو میزنه که یه لقمه نون حلال در بیاره . . .
.
.
.
سلامتی اونایی که تو این هوای دو نفره با تنهاییشون قدم میزنن  . . .
.
.
.
به سلامتی اونهائی که دوست دارم رو درک می کنند
و اونو به حساب کمبودهات نمی ذارن . . .


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان و حكایات، 
برچسب ها : جملات زیبا و پر معنی (به سلامتی.....)، زیبا، جمله، ایران، عكس، گوگل، میهن بلاگ،
لینک های مرتبط :
کوروش
پنجشنبه 13 تیر 1392
کوروش
شنبه 4 خرداد 1392
کوروش
پنجشنبه 2 خرداد 1392
کوروش
سه شنبه 31 اردیبهشت 1392




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای سایت علمی تفریحی رهاتن محفوظ است

رها تن